چندتا طنز دانشگاهی و تعدادی عکس
عکی غذا خوری دانشگاه هاروارد
دانشجو در کشور های مختلف
یک واقعیت بسیار شیرین
فیلم و دانشجو
داستان زندگی 24 ساعته خانوم مهدسا
براي ديدين همه مطالب بروي ادامه كليك کنید
غذا خوری یا همون هاروارد

قبلا این عکس ها رو گذاشته بودم چون فیلتر شوده بودن دوباره می گذارم
دانشجو در کشور های مختلف
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.
ترم اول:
لباسهایتان اتو کشیده است!
میخواهید شاگرد اولشوید تا هم شهریهتان نصف شود و هم برای بر و بچهها، کلاس بگذارید! چون هنوز کسی شما رانمیشناسه و شما هم متقابلا" کسی را نمیشناسید.
شاگرد دوم میشوید!! شهریهتان هرگزنصف نمیشود.حتی ربع هم نمیشود.
هنوز کلاس نذاشته، از سوی دانشجویان دیگر به عناوینمهمی چون : بچه مثبت، سوسول، بچه مرغوب، درازگوشخوان! گاگول و قشنگ، مفتخر میشوید.
ترم دوم:
چون شاگرد ممتاز نشدید حسابی خورده توی برجکتان!
تازه فهمیدهاید اول شدنراهکارهای مخصوصی را میطلبد!
میخواهید خیلی چیزها را به خیلیها ثابتکنید و به بعضیها مشت محکمی بزنید!
خط اتوی لباسهایتان هنوز باقی مانده تلاش میکنید همه واحدهایتان را با نمرات متوسط پاس کنید.
ترم سوم:
بیخیال معدل و نمره میشوید. میگوئید همینکه یاد بگیرم کافیست.
اصلاً خر مااز کرگی دم نداشت!
تلاش میکنید هر طور شده واحدهای باقیمانده را حتی بانمرات متوسط پاس کنید.!!!
تصمیم راسخ میگیرید در طول ترم درس بخوانید ولی عمراًهمچین اتفاقی نمیافتد و نخواهد افتاد!
شب است و سکوت است و ماه است و تو و جزوههای تکمیل نشده و تکالیف کُپ نزده!
حداقل 3 واحد میافتید.
ترم چهارم:
به آب و آتش میزنید تا 3 واحد عقب مانده را جبران کنید.
دوباره فقط شبامتحان درس میخوانید مشروط میشوید!! مبارک است! بالاخره این شتری است که در خانههمه میخوابد.
ترم پنجم:
به خودتان قول شرف میدهید حتماً درس بخوانید!! صرفاً بخاطروجدانتان و پاسخ به زحمات خانواده!
به پیشنهاد یکی از نارفیقان میروید یک سایتاینترنتی را طراحی میکنید چون کار فرهنگی را دوست دارید!
ولی خیلی زود میفهمید خیلیها دوست ندارند. خیلیها هم مدام شبیخون میزنند. حالتان را میگیرند. سایتتان را***** میکنند.
شب امتحان علاوه بر جزوه های تکمیل نشده، گزارشهای تکمیل نشده، سایت هماضافه میشود، قوز بالا قوز! دوباره مشروط میشوید.
ترم ششم:
هنوز آدم نشدهاید!! کار فرهنگی خفن انجام میدهید! قاط میزنید! از مسئولین انتقاد میکنید! بهفرهنگسازان گیر میدهید!!!
بالاخره دغدغههای فرهنگی در اولویت امورند!
عمراًآدم نشدید. حقتان است! برای با سوم با اجازه بزرگترها بله!! هت تریک میکنید!
آبروی شما جلوی بر و بچهها و در و همسایه میرود، چون به دلیل سه بار مشروطی متوالی اخراجشده و اسم شما را توی تمام بوردها میزنند!! بیانصافها!!
از بن لادن و براد پیتهم مشهورتر میشوید!
اسم شما توی کوچه و محله هم ورد زبان شاباجی خانم و باقربزاز میشود!!
تلافی میکنید! برای استاد مربوطه و مسئولین محترم در دستشوییهایمربوطه شعرهای نامربوط مینویسید!!
بعد میروید تعهد میدهید! یک تعهد به آموزشکل و یک تعهد به خودتان که بروید درس بخوانید و آدم شوید و بی خیال کار فرهنگی شویدواین امر خطیر را به فرهنگسازان بیبدیل دفتر فرهنگ واگذارید تا تداخل قوا صورتنگیرد.
ترم هفتم:
عمراً کار فرهنگی کنید! دیگر کار بیفرهنگی هم نمیکنید!! خدا میزند پس سرتان و عاشق میشوید!!
بابا تریپ لاو، تریپ تایتانیک، فال حافظ و دل برای ازمن و ... و خیابان طالقانی و سینما عصر جدید و پیتزا آنگولا و حرفهایاولترا مدرن، سانتیمنتالیسم و قلبهای صورتی تیر خورده و موی تن تن!
شعارهایاولترافمینیستی میدهید! حرفهای شبه روشنفکری میزنید!
سعی میکنید بچه مثبت وخوب باشید و خوبیتان را به همه ثابت کنید!
تیپهای دوم خردادی میگیرید به همهلبخند میزنید اما قیافهتان مانند منگلها میشود چون ابزار شادی ندارید!!
لاف درغربت و ...! دلباخته میشوید!! تابلو میشوید!! بدبخت میشوید! مشروط میشوید!
اخراج قطعی میشوید! فرم شماره 5 میگیرید. میروید خیابان پاسداران، اتاق شماره 20 سازمان مرکزی یک جای کار بیست!
التماس میکنید، لابه میکنید! لابی میکنید، حتیکپی حلقه نامزدیتان را هم ضمیمیه میکنید! بعضیها را خوشحال میکنید!!
پس از یکقرن مجوز ادامه تحصیل شما به واحد مربوطه میرسد!! چون برخی آئیننامهها در برخیشرایط زمانی دچار قبض و بسط تئوریک و عملیک میشوند و با توجه به اینکه تا خرداد سال...زمان زیادی نمانده یهو یه بخشنامه جدید میآید و با استناد به آن شما به دوره پارهوقت منتقل میشوید!!
یعنی تا آخرالزمان مشکل اتمام سنوات ندارید! مشروط بر اینکهمعدل کلتان از 10 کمتر نشود و مشروط بر اینکه قول بدهید سال ... خوش بگذرد!!
تصمیممیگیرید روی قلبتان بنویسید: من عشق مشق بیلمیرم و دیگر جنگولکبازی فرهنگی دراینترنت رو بیخیال!!
چون تصمیم گرفتهاید فارغالتحصیل شوید. به بعضیها یهقولهایی میدهید.
ترم هشتم:
..... برای عبرت دیگران طنز مینویسید.
فیلم و دانشجو
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
کنکور = گذرگاه کاماندارا
دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه
خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13
بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها
امتحان ریاضی = کشتار بیوجرسی
امتحان میان ترم = زنگ خطر
امتحان پایان ترم = آوار
لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها
نمره امتحان = پرنده کوچک خوشبختی
مسئولین دانشگاه = گرگها
استادان = این گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنکبوت
رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی
پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر
دانشجوی ا خراجی = مردی که به زانو در امد
دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید
دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ
مدرک گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته
پاس کردن واحدها = آرزوهای بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم میمیرند
محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی
استاد راهنما = مرد نامرئی
کمک هزینه = بر باد رفته
درخواست دانشجویان = بگذار زندگی کنم
دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئیس دانشگاه = کلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشکی میریزم
تقلب در امتحان = راز بقا
یادگیری = قله قاف
دانشجوی معترض = پسر شجاع
دکتر بهداری = گله بان
تربیت بدنی1 = راکی
تربیت بدنی2 = راکی
خاطرات استادها = اعترافات یک خلافکار
انصراف = فرار از کولاک
تصییح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری
آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ
هیئت علمی = سامورا یی ها
رئیس دانشگاه = دیکتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین
رئیس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دریایی
برخورد مسئولین = کمیسر متهم میکند
از دانشگاه تا خوابگاه = از کرخه تا راین
داستان زندگی 24 ساعته خانوم مهندس
۵صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..
۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .
۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!!!!!!
۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…
۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)
۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .
۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .
۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه – صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )
۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱.۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .
۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!
۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!
۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.
۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.
۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.
۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.
۸ غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.
۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)
۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!
۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.
۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!
منبع :extrasmile.persianblog
کلمات کليدي : دانشجو هاروارد سلف دانشگاه